خصوصی
از حموم که اومدم بیرون گردنبندم رو گذاشتم گردنم.زیر پوش سفیده رو با بلوز قهوه ایه سریع پوشیدم. بعد دست کردم تو کشوم و پیراهن نارنجیه رو از اون ته درآوردم و یکم چلوندم که چروک شه.مو هام روهم که به هم ریخته بود کمی خراب تر کردم که باکلاس شه!
دستکش استریل هامو در آوردم و یه جفتش رو کردم دستم.آستین نارنجیه رو تا بالای قهوه ایه تا زدمو کفش های فانتزیم رو هم پوشیدم و بند هاشو به روش ابداعی خودم از کنار گره زدم.
دویدم سر خیابون که برم کلاس رو به .. بدم که تو اتوبوس سعید رو دیدم.
(تو رو به خدا از این جاش رو مواظب باشید.....شروع شد ها....!)
گفتم:های ........... بیچ!
گفت:سلام
.....................................(یه کم حرف های اونطوری ...........یه ذره هم خبر های اونطوری...........یه ذره هم حرف ها شخصی...........)
میدونی چی شده؟دیشب اومده بودن خونه ما.
-چند نفر بودن مگه؟
-ده بیست نفر(منظورش ده بیست قلاده اس!)
-چی شد؟
-بابام ماهواره رو روشن کرد هی میزد این کانال هی میزد اون کانال...
-بابا بزرگ منم هی کانالا رو عوض میکنه آدم کفری میشه...شانس آوردیم فقط ۵ تا شبکه میگیره تو چالوس!
-داشتم می گفتم انقدر کانالا رو عوض کرد که رسید به یه مستند در مورد آفریقاییها....
-فهمیییییییییییییییییییییییییییییییییدم!..................لخت بودن!
(از اینجاشو همه ی مسافرا دارن گوش میدن!)
-آرهههههههههههههههههههههههه...........! هیچچی تنشون نبود به جان خودم!
-اونا چیزی نگفتن؟
-چرا.بیچاره ها هی الکی این ور و اونور رو نگاه میکردن.هی دیوارو نگاه کردن..........فرش ها رو ......
حالا من دیدم اینها روشون نمیشه چیزی به بابام بگن خودم وارد عمل شدم.
(همه با لبخند دارن گوش میدن!)
گفتم بابا بسه بزن یه کانال آهنگی چیزی گوش کنیم.
-ایول آبرو داری کردی.
- نه باباااااااااااااااااااااااا.............گفت نمی زنم...!
(آقا مسافرا رو داری .............. هی دارن کر کر میخندن.........)
-(با خنده)آخرش چی؟
-گفتم حد اقل کانال و عوض کن ببینیم هیچچی بهتر نداره ! این همه شبکه داره لا مسسب! بزن همون کردستان رو نگاه کن دیگه بابا.
-قبول نکرد نه...؟
-نه ... گفت به تو چه میخوام ببینم این آفریقاییا آخرش چیکار میکنن...
(از گفتن ادامه ی ماجرا معذوریم تا ۱۱ تیر خداحافظ)
اینجا ما سه تا , از معلم ها و استادا و خاطراتمون می نویسیم.هر استاد و معلمی رو هم بخوایم مسخره می کنیم.اونا هم اگه خیلی دارن میسوزن علیه ما بنویسن.