حقیقت تلخه

واقعا چه آدمایی وجود دارن ها یارو اومده پست منو خونده با واقعیاتش رو به رو شده حالا جای تشکر اومده به من میگه مگس. البته مگس هم خیلی از خوبه اگه بهم میگفت سحر بیشتر ناراحت میشدم..

تو پست پایینی نظر داده سحره اسمش.برید وبلاگش پستهای جدید(اوه ....نگو)ش رو ببینید.

من آمدم با توپ پاره!!!

هاااااااااای!

آخه دیدم دوستامو که دیگه حال هیچی رو ندارن اینجوری شدن بعضیا هم اینجوری  

می خواستم به همه ی کسایی که جمعه همین هفته می خوان کنکور بدن و وضعشون اینجوریه

یا مثل من(البته) از نظر درس معمولیه با افتخار اعلام کنم : آقا بی خیال!!

فکرشم نکن قبول نشی  مثل من  باش و  

یه عده  که  الان مثلا آماده ان و فکر میکنن ۱ می شن باید بگم چون بعد از کنکور اینجوری

می شن(البته اگر مغرور بشن) بعدش خانواده بهش دلداری میدن و اینجوری میشه بعد هم

که نتیجه میاد اینجوری

اونایی که خودشونو در این حالت قرار میدن که من قبول میشم یا نه باید بگم  مثل مکسز باشید اون

از دبستان تا الان  حالی نمونده که نکرده باشه   

شما همه برنده اید  لاق!! یعنی خداحافظ!!   

اگه مطلب زیریه رو نخوندین اول اون رو بخونید.

صبح روز بعد فرا میرسد...

(۷صبح)

دختر:دیروز زیاد درس خونده بود حال نداره بلند شه.

پسر: دیروز جشن اوغات فراغتش رو گرفته بود یه ربع پیش بدون ساعت بیدار شده بود.

(۷ و نیم صبح)

دختر:تا الان سه بار با صورت رفته تو دیوار....هفت بار دامنش رفته زیر پاش خورده زمین دو بار هم تخم مرغ رو روی فرش شکسته.

پسر:لباساشو پوشیده صبحانه هم دو لقمه نون و حلوا شکری و پنیر خورده...واییی... .

(۸ صبح)

دختر:لباس هاش رو که اتو کرده بود در میاره وسریع میاد بپوشه که خخخخخخخخخخخخخ جر خورد.

پسر:سویچ و ور میداره و با ماشین راه میفته.

(۸ و نیم صبح)

دختر:تو تاکسی تلفنی نشسته و کتاب هاش دستشه و هی دستاش میلرزه انگار ویبره شیک بهش وصله!(راننده میگه از وضع نو بودن کتابات معلومه چند ثانیه درس خوندی!)

پسر:سه تا مسافر میزنه و با یه تیر دو نشون میزنه.(مسافر جلوییه  میگه چقدر کتاب می خونی.کتاب بیچاره ات رو نگاه کن به چه روزی افتاده)

(۹ صبح)

(هر دو تا دارن امتحان میدن برید بیرون که تقلب محسوب نشه)

(۱۱ صبح)

دختر:به خیالش خوب نوشته.

پسر:خودش میدونه چقدر ریده.لازم به گفتن نیس.

(نمای کلوز شات به مصحح ها)

مصحح دختره:اصلا از دست خطش خوشم نمیاد معلومه داره کلاس میذاره اینم یه ۷ بگیره بسشه.

مصحح پسره:بابا چقدر این حالیشه.همچین نوشته که من هر چی خوندم سر در نیاوردم.دستخطش هم مث دکتراس.ماشاءا...  اینم بیسسسست.

(زوم بک از خودشون ساعت ۱۲)

دختر: داره خونه رو جمع و جور میکنه.

پسر:داره پی اس تری میزنه.

(۱ ظهر)

دارن ناهار میخورن .زرشک پلو دارن با نوشابه مشکی و ماست موسیر.(خونواده دختره خونه ی پسره دعوتند)

(۲ عصر)

دختر:مگس میکشه.

پسر:سربازا رو میکشه.

(۳ عصر)

دارن میرن نتایج رو بگیرن.

.

.

.

(۵ عصر)

مادر دختره:این همه کمک کردی تو خونه واسه این بود که الان آپرکات نخوری؟بگیر اولیش رو...

مادر پسره:شرمنده پسرم.چقدر تو فروتنی.من همیشه میگفتم این استعدادی که تو داری هیچکس نداره.فدات بشم.امشب میریم کالیفرنیا از خجالتت در میام.

خب بقیه اش دیگه مقایسه ای نیس.حالا احساساتتون نسبت به پست قبلی چند رادیان تغییر کرده؟

زیاده ولی ارزشش رو داره تا آخر بخونیش.امتحان کن!

فکر کنم معلممون دیگه بسش باشه فحش بخوره. گفتم آهنگ رو عوض کنم بد نیس.این یکی روحس کنید...

 

 

 

 

 

 

خب حالا بریم سر متن.

فرق دخترا با پسراتو درس خوندن چیه؟

(7صبح)

دختر:صبح ساعت 7 پامیشه و دست روش رو میشوره و کتاباشو در میاره که بخونه

پسر:نکنه انتظار داری این موقع شب بیدار باشه؟

(8 صبح)

دختر:همونطوری که با خط نازش کاغذ خلاصه نویسی میکنه لقمه هاشو که مامانش تدارک دیده میل میکنه.

پسر:هنوز خوابه . تو هم چقدر عجله داری ها!

(9 صبح)

دختر:حالا نوبت اینه که از خودش بپرسه ببینه خوب یادگرفته یا نه.

پسر:چی شد؟ از اون تخت پادشاهی دل کندی!...بودی حالا....واس شما مشکلی پیش نمیاد که آخه!

(10 صبح)

دختر:بیچاره تشنه اس ولی دلش راضی نمیشه درس رو ول کنه....معلمت بمیره برات!

پسر:ایول!ps3رو روشن می کنه! یه عضوی از بدن دخترا بسوزه....اگه گفتین گجا؟..............(دماغشون! خیلی منفی فکر میکنید)

(11صبح)

دختر:کتاب ها شو میذاره کنار و یه املت مشتی درست میکنه که وایییییییییییییییییییییییییییییی.....دلم ضعف رفت من میرم یه چی بخورم بیام!.............

پسر:الان چون جهان رو زیر و رو کرده بنده خدا(!!!!) میره سر یخچال!

(12 ظهر)

دختر:یه کم درس میخونه بعدش نمازش رو حول حولکی می خونه و سریع میره سر درسش.

پسر:بچه اون در یخچال رو ببند!

(1 ظهر)

دختر:رفته تو هوای آزاد یه کم قدم بزنه(بهونه اس همه میدونیم واس چی رفته بیرون.......اومده کلاغ ها رو فراری بده که بهتر درس بخونه...همش فکرتون منحرفه!اصلا به خاطر میلاد نیومده بیرون!

پسر:هیسسسسسسسسسسسسسسسسسسس.....خوابه...یواس برید بیرون بیدار نشه.

(2 عصر)

دختر:یه مزاحم تلفنی جدید پیدا کرده الان ردش میکنه...(آقا میشه یه لطفی کنید با من تماس نگیرید؟ممنون میشم.لطف دارید شما.فدای تو ..بای عزیزم)

پسر:همین بود که برای اون زنگ زده بود دیگه... .

(3 عصر)

دختر:کتاباشو جمع میکنه که دوستش بیاد بهش تو درساش کمک کنه(دوست ما به دوستش یاد بده نه بالعکس)

پسر:کتاباشو جر میده که دوستش وقتی اومد بهش درس یاد بده(دوستش به دوست ما یاد بده نه بالعکس) فکر کنه خیلی درس خونده!

(4 عصر)

دختر:به دوستش در حد افلاطون درس میده و باهاش خداحافظی میکنه.

پسر:در حد ناپلئون ازش یاد میگیره که کم نیاره بعد باهاش دعوا میگیره و پرتش میکنه بیرون.

(5 عصر)

دختر:یه مرور کلی از درس های فردا داره.....

پسر:به من هم نگفت کجا رفت...همینطوری یهو رفت بیرون.

(6 عصر)

دختر:هنوز مرورش ادامه داره....

پسر:زنگ زدن خونه گفتن سند بیارین آزادش کنید.............(آبرومون رو بردی حالا نمیشد یه روز دیگه می رفتی دنبال این کارا؟)

(7 شب)

دختر:برنامه ی فرداش رو میگیره مانتوش رو اتو میکنه.

پسر:چاقوش رو میذاره تو کیفش که فردا به مشکل نخوره......اوه   اوه ..سی دی های حمید داشت یادش میرفت...یه هفته اس میگه بیار هی یادش میره!

(8 شب)

دختر:شام می خوره و مسواک میزنه و آماده میشه که بره بخوابه.

پسر:بعد از این که مو های نرگس رو کشید و لیلا رو هم یه فصل زد دوباره میره سر ps3 .(حقشون بود.نباید تو کار پسرا دخالت کنن)

(9 شب)

دختر:همین دم در کافیه.تو اتاقش نمیریم.خوابیده (البته مثلا...........از فکر امتحان خوابش نمی بره.کسی حرف از میلاد نزد!)

پسر:هوراااااااااااااااااااااا..............(باباش: زهر مار.بگیر بخواب دیگه مگه تو درس نداری؟).....تووووووی دروازه.......(مرض بمیر سر جات)..........گللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل...........(زاررررررررررت{باباش شوتش کرد بیرون})(خوب بازی پرتقال رو میدیدی که گل نداشته باشه.حتما باید بازی اسپانیا رو ببینی؟)

(10 شب)

دختر:الآن دیگه خوابه.

پسر: (از پشت پنجره) بابا بذار بیام تو قول میدم ساکت...گلللللللللللللللللللللللللللللللللللل ...دمش گرم عجب شوتی بود!

نتایج این رفتار ها در پست بعدی میاد... زود در مورد این دو تا تصمیم نگیرید!