بازم رخیمی

دوشنبه کلاس زبانمون شروع شد...ما بعد از چن دیقه که منتظر بودیم دیدیم در باز شد و آقای رحیمی از در اومد بیرون(از کلاس اومد بیرون)...هیچ کس نیس که از این معلم خوشش بیاد ولی من همش دلم میخواس که اون معلممون بشه

وقتی کلاس شروع شد اون شروع کرد به گفتن قوانین کلاس...دقیقن همین حرفارو اون دو ترم قبلی که معلممون بود گفته بود...انگار از رو کاغذ میخوند...نمونه هاش ایناس:

1.من ازتون امتحان شفاهی میگیرم...هرکی این امتحان شفاهی رو زیر هفتاد بیاره حتی اگه کتبی صد بشه میندازمش.

2.تو کلاس باید فقط انگلیسی حرف بزنین...(اینا رو ترمای قبل میگفت دوشنبه نگفت...فک کنم یادش رفته باشه=>)هرکی بیشتر از سه بار فارسی حرف بزنه جریمه میشه و نمره ازش کم میکنم...

3.باهاتون فونتیک کار میکنم...

(اینارو یه بار به انگلیسی و یه بار فارسی میگه)

حالا میخوایم ببینیم این حرفایی که گفته تا چه حد درسته:

1.از ما که تابحال امتحان شفاهی نگرفته مطمئنم این ترمم نمیگیره چون حتی درسای کتابم تموم نمیکنه...وقتیم که میگیم کتابو تموم نمیکنین میگه اطلاعات کتابتون زیاده نمیتونم زودتر تمومش کنم(نمیدونم صباغ چطوری تمومش میکرد؟!)

2.شاید جواب سوالاشو به انگلیسی بدیم وگرنه فقط فارسی حرف میزنیم و تابحالم کسی جریمه نشده

3.فونتیکم که...اینو دیگه یه خرده باهامون کار میکنه

البته من و فائزه و مهسا و هدی که اون روز نبود با طرز کارش آشنا بودیم از قبل...خودش میگفت بخاطر این خانوم که جدیده(خیر)دارم توضیح میدم...ولی من میدونم که حتی اگه کسی جدید نبود بازم توضیح میداد وگرنه اولین جلسه میخواستیم چیکار کنیم؟(معمولن اولین جلسه فقط حرف میزنه و قوانین کلاسو توضیح میده...کلن فقط حرف میزنه)

گفته اخبارم بهتون میدم که گوش بدین و تایپش کنین و با ترجمه بهم تحویل بدین...این میشه پروژه ی این ترمتون...پس جلسه ی بعد برام فلش یا سی دی بیارین که براتون اخبار بریزم(هرکاریم کردیم که این ترم حداقل اخبار نده قبول نکرد)بعدش قرار شد اخبارو برامون بلوتوث کنه

بخوام خلاصه بگم...معلمیه که وقتی میبینیش استرس بهت دست میده...وقتی تو کلاس به یه نفر میگه بیا جلو میخواد ضایعش کنه...وقتیم که کلاس تعطیل میشه بچه ها درست عین لشکر شکست خورده از کلاس خارج میشن(<=این شکلی)

ولی من نه موقعی که میبینمش استرس میگیرم...نه وقتی میگه بیا پای تخته...نه وقتی از کلاس بیرون میام این شکلیم...خیلیم تو کلاسش حال میکنم اخبارشم مینویسم و احتمالن آخر ترم بچه ها از من اخبار میگیرن

اوهوم....اوهوم...(2)

اگه ورزش سرت نمیشه نخون.....

خب...اگه ناراحتی قلبی داری هم نخون...

راستی اگه تو کافی نت هستی و نمیتونی جلوی خنده ات رو بگیری هم نخون...

اگه مهمون خونه تون اومده و تو هم تو اتاقت قایم شدی هم نخون...

اگه الان تو کلاسی و یواشکی این مطلب رو میخونی بذار واسه یه وقت دیگه...

لطفا برای ترکیدن حاضر بشید و برید تو ادامه ی مطالب...

ادامه نوشته

مکسی نامه

شکر شکن شوند همه بلاگر های نت

زین قند مکسی که به هاستینگ می رود!

در جای جای نت بلاگر ها همه پلاس...

مکسی با معلمش بر رینگ می رود....

ابره دری نامی بدی در سرزمین ما

درس معارف مرا دبیر بودی

وی را دو چشم سبز بودی و کمی سبیل

وی را شکم فوق العاده کبیر بودی

++++++

ابره دری خونسرد و بس نیک و خوش اخلاق

اندر فصاحت هیچکس یارای او نیست

چاق و تپل بود ولی خوش تیپ می نمود

استیل او بیست ...دگر اخلاق او بیست

++++++

روزی مجید (دیجم خودمون) و چیکی از روی رفاقت

بر هم کمی تیکه و غیره زدندی...

ابره دری درس معارف یاد می داد...

چیکی اینا در حال انجام چه جنگی!

یک آن مجید برخاست و چیکی به دستان...

بر مرگ چیکی عزم خود را جزم بنمود

بر گردنش بسیار نیرو وارد آورد

ابره دری ناگه یکی گفته بفرمود:

++++++

بیگانان!بر یکدگر بهر چه شورید؟

واحسرتا! کسر دو نمره بر شما باد!!!

ای بچه های بی خرد!بس است دعوا...

مادر مگر غیر از ادب یاد شما داد؟!

++++++

اندرز هایش را مجید و چیکی و ما

زین گوش داخل کرده از گوش دگر خروج

فریاد های بچه های کلاسمان

می رسید به نجوم منطقه البروج

++++++

آخر به حساب هم رسیدند و معلم

همچون هویج بود و مکسی هم به کار خویش

آن یک معلم به ظاهر بی رذایل

آخر بشد رسوا به دست مکسی سریش!

                                                                          به نقل از مکسی نامه-جلد اول

عنوان خطاب

الان  نهمین روزیه که میرم دانشکده...هر روز رو با یه تریپ جدید رفتم!

تو این نه روز دیگه همه منو میشناسن.همه ی استادا...تک تک دانشجو ها!بخش حراست...کتابخونه و...

معمولا صدام میکنن آقای کرمی ولی بد نیس بقیه ی اسمام رو هم بدونین:

متی(سه نفر اینطوری صدام میکنن)

پیتر(همه ی سال بالایی ها و دو تا از بچه های کلاس اینطوری منو صدا می کنن)

دکتر(سه تا از خانوما اینطوری صدا می کنن...البته بقیه خانوما هم غیر علنی اینطوری میگن)

دربازکن!!!!(این داستان داره...بچه های اتاق عمل (و البته همه ی هم گردانی هام تو سپاه) اینطوری منو صدا میکنن)

مکسی(این یکی خیلی هم کاربرد نداره ولی تک و توک اینطوری هم صدا میشم)

.

.

.

.

خب از این می خواستیم به چی برسیم؟!

دیروز تو اتاق سایت داشتم اینترنت رو یه صفایی می دادم (خوب اومدم نه؟؟) که یهو یکی از خانوما گفت:پروژه ی من کو؟

دوستش گفت:اون آقاهه داره پیرینت میکنه واست.(منظورش از اون آقاهه رضا(همون رضای هندسه و الویه!) بود!)

اینو که گفت منو رضا زدیم زیر خنده...هر هر هر هر ...

بعد رضا به من گفت:تو چرا می خندی؟مگه تو رو به اسم صدا میکنن؟

بعد دختره گفت:چرا می خندی آقای کرمی؟

رضا رو داری....همینجور مبهوووووووووووووووووووت!!!!

حالا ما رضا رو نیگا میکنیم و میخندیم!

انقدر خندیدیم که مسئول سایت شاکی شد!

الان هم داره شاکی میشه!!!فعلا خدافظ.

دوره ی نهم سپاه ساوه

شنبه(اولین روز)

فرمانده:بچه ها این فرم هایی رو که بهتون دادیم رو همین الان پر کنین و بدین به دژبانی.مدارک رو هم کپی بگیرین و تا پنجشنبه به من تحویل بدید که لیست رو رد کنم.دیر نشه ها!اسمتون رو رد نمی کنم ها!

چهار ماه بعد...

(هفته ی آخر دوره)

فرمانده:هفته ی اول بهتون گفتم مدارکتون رو بیارید.هنوز آقایونی هستن که مدارکشون رو تحویل ندادن...بابا هفته ی آخره دیگه کی می خواین مدارکتون رو بیارین آخه؟

آقای دادانه..هنوز کپی کارت ملی تون رو هم نیاوردین!...آقای سلحشور!نه کارت ملی دادی..نه کارت غرامت..نه کپی شناسنامه...آقای آشوری!

بهروز:من؟؟؟؟؟

فرمانده:زهرمار!آره خودت! هنوز فرم هم پر نکردی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!از اول دوره تا به حال چیکار میکردی؟

به نظر شما بهروز داشت چیکار میکرد؟

الف)اطلاعاتش فیلتر بود

ب)دسترسی به اطلاعاتش مجاز نبود

ج)در صورت هرگونه اشکال به ما اطلاع دهید

د)دیگه چه خبر

يه سري سوتي داغ دانشگاهي

مسئول ثبت نام:چرا مداركتون رو نمياريد بابا به خدا اينجا نه ناساست نه سازمان سياه!

استاد انديشه اسلامي:اين پير مرد ها رو ميبينيد كه ديگه پير شدن ، عصا دستشونه...سمعك رو چشمشونه!

حراست:من شماره اش رو ندارم... راستي بذا يه تلفن بزنم ازش بپرسم!

پسره اومده كنار در سلف غذا خوري(درش چشم الكترونيك داره و خود به خود باز و بسته ميشه)يه دفعه در بسته ميشه و گير ميكنه به دماغش!

همون طور که قول دادم...

درباره ی معلم های دبستان:

*رفع یبوست(ایشون یه سری اخلاقای گندی دارن که آدم انش میگیره)

*ارفاق در حد چیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!

*قابلیت شارژ با شنیدن "آقا اجازه" دارن!

*چون جنس های قدیمی هنوز سالم هستن،دیگه از این مدل معلم تولید نمیشه!(گرفتین که منظورم چیه؟یارو تا زنده اس میاد درس میده!بعد جوون های مردم همه بیکارن!)

*مخ ریاضی و جبر و هندسه و اینا ندارن.....ولی اگه بخوای اجازه بگیری بری دستشویی میگه:از اول سال تا حالا من شمردم شما 545346 بار رفتین دستشویی...چوب خط شما پر شده!

مشکلات احتمالی:

گاهی ایشون شما رو از دادن نمره دریغ میدارن...در اینصورت باید بهش بگید امام خمینی گفت امید من به شما دبستانی هاس...خودش میدونه که نامردیه نمره زیر بیست براتون رد کنه!

ایشون چون درساش رو حساب کتاب نیس ممکنه زنگ ورزش شما رو بگیره و به جاش ریاضی بذاره...این راه حل نداره و مکسز اند سی جی کمپلکس در قبال این مشکل شرمنده ی کوچولو های دبستانیه!

درباره ی دبیران دبیرستان:

*رفع اسهال!(آخه خیلی یبس تشریف دارن!)

*ایشون قابلیت های ویژه هم دارن یه دهن گشاد به اندازه ی ساک ورزشی!(هر چی به حلقش میرسه میده بیرون!)

*ایشون با برق کار نمی کنن!با فحش شارژ میشن!

*به علت ناچیز بودن مغز،بهتر است از حافظه های جانبی استفاده شود.(فلش،مموری کارد و ...)

*لطفا هنگام استفاده از فرو کردن چیز های غیر متعلقه به دستگاه خودداری شود.

*قبل از مصرف بروشور را حتما مطالعه کنید.

گارانتی:

مکسز اند سی جی کمپلکس هیچ مسئولیتی در قبال فحش و مشت و لگد و گاز گرفتگی و حمله های چریکی و رزم های شبانه را بر عهده نمی گیرد.

مجموعه ی ما کلا هیچ چیزی را به عهده نمی گیرد.نوید اگر خواست میتواند خدماتی از قبیل گارانتی کارت حافظه و سیم های دستگاه را برای مشتریان در نظر بگیرد.

درباره ی اساتید دانشگاه:

*قدرت بالای سازگاری با محیطِ ایشون ،ایشون رو به وسیله ای جدی برای کنترل هیولاهای دانشگاه تبدیل کرده.

*این وسیله کلا همیشه شارژ هس!(گرچه همیشه وانمود میکنه کاری به کارت نداره!)

*کثافت یه مغزی داره که ........................................................!

*لوازم جانبی: کیف برای جزوه ها.....کیف برای سوالات....بازم کیف برای سوالات!.....کیف برای لب تاپ....عینک مطالعه....عینک آفتابی برای کلاس گذاشتن......یه عینک ریبن هم اشانتیون با خودش داره!......خودکار آبی (یک عدد)

..........خودکار قرمز (دو تا)..........لاک غلط گیر.....سویچ جنسیس!!!!!!!........سویچ فورد!!!!........و در آخر هم سویچ پراید!

گارانتی:

به فکر ایشون نباشید...به جای این کارا باید دنبال گارانتی واسه خودتون باشید!

مکسز اند سی جی کمپلکس استثنائا برای شما در این بخش گارانتی در نظر میگیرد:

کافیست مشکلات خود را با ما در میان بگذارید....مشکل از شما ...راه حل از ما!

اتمام حجت:

استفاده از این متن در تمام وبلاگ ها مجاز است!(حتی شما دشمن عزیز)

...

منتظر یه مطلب در مورد تمام معلم ها از ابتدایی تا دانشگاه باشید!

(تو فلش ریختم.الان فلشم دست خودم نیس