برای یک لاشی

سلام لاشی...منتظر مطلب بودی هان؟

من و نوید مطلب هامون آماده بود...چیکی هم نوشتنش ده دقیقه اس.

قسمتت نشد از ما دیس پذیرا باشی...لیاقت می خواد.

به خاطر اینکه در خواست یه نفر زمین نمونه بی خیالت شدم.

از من به همون یه نفر:

انتظار داشتم به خودم بگی نه به نوید.راستی حتما بیا یاهو.

فاک سام بادی!

فرست کلس!

مثلن خواستیم یه فرست کلس راه بندازیم!

چی کی که همیشه گوشیش خاموشه...نوید هم الکی میگه باشه...

گفته باشم پنجشنبه خودم تنهایی فائزه رو (...) ها؟

ثبت سوابت!

سلام!

نخیر! هنوز مشهدم! بعله تا ۴ روز دیگه هم اینجام!

من نمدونم اینجا چه اتفاقاتی افتاده ولی شنیدم دعوا شده بین دخترها و پسرها و.. .

من بی طرفیمو موقتا اعلام کردم چون دقیقا نمی دونم این دختر آبی باهاتون چی کار کرده!!

خب ولش کنین... داشته باشین:

-ساوه.  یه نفر مادر برای از بین بردن بوی روغن سوخته از حشره کش استفاده می کنه!!

-ساوه.در یه دستشویی رو برا ۴ روز میکنن جاش یه پرده هم نمی زنن...!

-ساوه.دوچرخشو قفل میکنه میره مغازه عباس بازی...برمیگرده کلید دوچرخه کو؟ آها روشه!

-کرج.کاپوت جلو ماشین رو با دستش نگر داشته...موتور ماشین با همه اطرافش داره آتیش میگیره...!با خودش می گه صورتم بگیرم اونور اگه ماشین ترکید به صورتم آسیبی نرسه...!

-مشهد... اه بابا اشتباه رفتی!(۵۰ کیلومتر)اه اینجا باید می پیچیدی...(۶۵ کیلومتر!)اه این جا یه طرفست!! (بییییییییییییییییییییییییییییییییییب!!)

فعلا همش یادم نیس. ولی این مطلبو کنار نذارین چون آپدیتش میکنم...! باااااااااااااای!

 

من و احسان و دانشگاه

من و احسان الان دو روزه که تو کافی نتیم.آخه هم سزعت پایینه هم تقاضا زیاده مث صف فروش نیسان!

به صاحب کافی نت میگم ناهار که نمیدی لا اقل کارمون رو سریع برس بریم.

الان همه اینجا پلاسیم.راستی اداره پست ۱۲۴۰۰ گرفت که یه نامه رو پست کنه...

اگه خودم دربست می گرفتم و مسیر های نامه رو میبردم انقدر نمیشد!

فعلا بای.

از مکسز به سرسو

سلام.

فکر می کنم یه کم تند رفتم.آخه تو بازی رو ندیده بودی و اون حرف ها رو زدی.

...وقتی غیرت و فتوت علی کریمی رو می بینم دلم می خواد یه جو از اون همه بزرگی رو از کاپیتان محبوبم تو وجود خودم داشته باشم.

...وقتی دیدم چطور از هوادارانی پرتاب های بطری و سنگ به سمت اون رو دیده بودن درخواست می کرد به خاطر من با اینا کاری نداشته باشید...

گفتم:شاید اون چیزی که تو نوشتی و اون چیزی که من خوندم یه چیزی بوده که من امتحان بشم که متوجه شم واقعا چطور آدمی هستم...

یه کم دیر شد ولی من بالاخره تونستم با خودم کنار بیام.

اگه عذر خواهی منو قبول کردی یه میل بفرست.


+ از مکسز به یه شاسکول که فرانسوی بلد نیس.

لاشی.اصلا نظرم راجع به تو عوض نشده ها!آخه گوزو...در حدی هستی که من بهت فحش بدم؟

می خوای بری بگی مکسز لطف کرد به من فحش داد؟

اسمت رو هم نیاوردم که واست تبلیغات نشه!

مطلب بعدی به سفارش نوید ناشا ضد ایشون نوشته میشه...نایس...

خبر تازه

دانشگاه قبول شدم.

یه دانشگاهی قبول شدم که پنجاه متری خونه مون هستش.پیاده هم میتونم برم!

ام جر تو چی شدی؟هان؟